بگو مگو در افسردگی و اضطراب

بگو مگو در افسردگی و اضطراب

آیا شما بیش از حد نگران و غمگین می باشید؟ خبر خوب! شما می توانید بر این مشکلات غلبه کنید.از این کتاب به عنوان مکملی برای مشاوره استفاده نماِئید. برای تسهیل به برگه ها مراجعه و از اولین مطلب شروع به خواندن کنید. نتیجه را با انجام تمرینات خواهید گرفت.
بگو مگو در افسردگی و اضطراب

بگو مگو در افسردگی و اضطراب

آیا شما بیش از حد نگران و غمگین می باشید؟ خبر خوب! شما می توانید بر این مشکلات غلبه کنید.از این کتاب به عنوان مکملی برای مشاوره استفاده نماِئید. برای تسهیل به برگه ها مراجعه و از اولین مطلب شروع به خواندن کنید. نتیجه را با انجام تمرینات خواهید گرفت.

تشخیص و درمان اختلال افسرده‌ خویی (مطلب ارسالی)

افسرده ‌خویی یا دیس‌تایمی به وضعیتی گفته می‌شود که فرد در آن به صورت مداوم احساس افسردگی، ناراحتی، تنهایی و انزوا می‌کند و تاثیری بر فعالیت‌های روزانه‌اش گذاشته و احساس رضایت کمتری از زندگی دارد. به طور کلی، دیس‌تایمی یک شکل از افسردگی است که بر اثر کناره گیری از فعالیت‌ها، روابط انسانی و محیط زندگی رخ می‌دهد. درمان این حالت می‌تواند شامل درمان دارویی، روانشناسی و تغییرات در روش زندگی فرد باشد.  

اختلال افسردگی مداوم (Major Depressive Disorder) یا افسردگی شدید، یکی از اختلالات روانی شایع است که با علائمی مانند احساس افسردگی، کاهش انرژی، از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که به آنها علاقه داشته‌اید، عدم تمرکز، بیخوابی، افکار منفی، خودکشی و یا رفتارهای خودآسیبی همراه است. علت این بیماری معمولاً ترکیبی از عوامل ژنتیکی، شیمیایی و محیطی است. برای تشخیص و درمان این اختلال نیاز به مشاوره پزشکی و یا روانشناسی است.

علل افسردگی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد که برخی از این دلایل عبارتند از:

 عوامل ژنتیکی: وجود تاریخچه خانوادگی افسردگی و اختلالات روانی مانند بیماری افسردگی در نسل‌های گذشته می‌تواند ریشه در دلایل ژنتیکی داشته باشد.

 شرایط روزمره: برخی شرایط در زندگی مانند مشکلات خانوادگی، مشکلات خدمتکاری، از دست دادن شغل، از دست دادن فردی عزیز، مشکلات مالی، تعارضات میان شخصیتی و اجتماعی و موارد دیگر ممکن است حس افسردگی را در فرد به وجود آورد.

عوامل فیزیولوژیکی: عواملی مانند تحریکات فیزیکی مانند عوامل شیمیایی، هورمونی یا دارویی ممکن است افسرده‌خویی را در فرد ایجاد کند. 

 بیماری‌ها: برخی از بیماری‌هایی که تأثیر مستقیم در خلق مغزی دارند مانند سرطان، اختلالات تیروئید، بیماری پارکینسون و موارد دیگر، می‌توانند باعث افسرده‌خویی شوند.

 مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر و سایر مواد اعتیاد آور می‌تواند باعث افسرده‌خویی شود.

نکته: مراجعه به متخصصین روانشناسی و روانپزشکی میتواند به شناسایی و درمان دلایل افسردگی کمک کند.

علائم و نشانه‌های افسرده‌خویی چیست؟

مشخصه‌های اصلی افسردگی عبارتند از:

حالت اضطراب و ترس

 بی‌اشتهایی و کاهش وزن

 بی‌خوابی یا خواب عمیق و بی‌حرکتی در خواب

 کاهش انرژی و خستگی

 افکار خودکشی و خودآسیبی

 افکار منفی و فریبنده در رابطه با خود، دیگران و آینده

 اختلال در تمرکز و توجه

 احساس ناامیدی، بی‌ارزشی و گیجی

 کاهش علاقه به فعالیت‌های روزمره و هیجان از دست دادن احساس شادی و خوش‌بینی

 تغییر در رژیم خواب و خوراک، از دست دادن علاقه به غذاهای موردعلاقه و مشکل در گرفتن تصمیم‌های روزمره.

در صورتی که شما یا کسی را می‌شناسید که به نظر می‌رسد در حال رو به بالا شدن این نشانه‌های مربوط به افسردگی است، بهتر است تا او را به پزشک معالج مراجعه کنید تا تشخیص درستی در مورد وضعیت و احتمالاً درمان افسردگی بگیرید.

علل اختلال افسردگی مداوم

افسردگی مداوم ممکن است به دلایل مختلفی ایجاد شود، از جمله:

 اختلالات شیمیایی مغزی: افسردگی ممکن است به دلیل عدم تولید کافی مواد شیمیایی در مغز، به خصوص سرتونین و نورئپینفرین به وجود آید.

 عوامل ژنتیکی: افراد با تاریخچه خانوادگی افسردگی ممکن است در معرض بیشترین خطر قرار داشته باشند.

تجربه ترس و استرس: تجربه استرس و ترس مداوم، مانند تجربه تراوش کاری، اتلاف اشتغال، جدایی، وضعیت سلامت بد و ... می تواند افسردگی را ایجاد کند یا آسیب دیگری به روانشناسی فرد برساند.

بیماری های جسمی: بعضی از بیماری های جسمی مانند سرطان و بیماری های قلبی می تواند منجر به افسردگی شوند.

ترکیبی از عوامل: عوامل مختلفی باعث افسردگی مداوم می شوند، که شامل عوامل فوق الذکر و عوامل دیگری همچون زندگی اجتماعی و اقتصادی، مسائل خانوادگی و روابط درونخانوادگی، اختلالات خواب و تغذیه و ... می شوند.

مهم است که اگر شما احساس افسردگی مداوم دارید، مشاوره با یکی از مشاوران، پزشک خانواده یا روانپزشک می‌تواند به شما کمک کند تا علت افسردگی را شناسایی کرده و درمان مناسبی را انتخاب کنید.

عوامل خطر برای اختلال افسردگی مداوم

برخی از عوامل خطر برای اختلال افسردگی مداوم عبارتند از:

 سابقه خانوادگی: داشتن سابقه خانوادگی افراد مبتلا به اختلال افسردگی مداوم، افزایش خطر ابتلا به این بیماری را در فرد دیگری که در خانواده اش این بیماری وجود داشته باشد، افزایش می‌دهد.

 تجربه رویدادهای کوچک و بزرگ زندگی: تجربه رویدادهای ناگوار زندگی، نظیر از دست دادن شغل، از دست دادن کسی عزیز به دلیل مرگ و میر، آسیب های جسمانی، مشکلات در رابطه، می‌تواند باعث تحریک و افزایش خطر ابتلا به اختلال افسردگی شود.

 عوامل شخصیتی: برخی از عوامل شخصیتی نظیر نگرش منفی به زندگی، پریود طولانی از ناراحتی و اضطراب، وجود اضطراب و یا اختلالات دیگر مانند فردیت و هیستری، می‌تواند باعث افتاق خطر ابتلا به اختلال افسردگی شود.

مصرف ماده مخدر: مصرف مواد مخدر مانند الکل و مواد مخدر، می‌تواند باعث افزایش خطر ابتلا به اختلال افسردگی شود.

عوارض جانبی دارو: مصرف برخی از داروها می‌تواند باعث افزایش خطر ابتلا به اختلال افسردگی شود. به همین دلیل، شربت ها و قرص های طبیعی و داروهای تجویزی، تنها با تجویز پزشک تجویز می‌شوند.

افسرده‌خویی می‌تواند بدتر شود و به عود بیفتد. در واقع، اکثر افراد با افسردگی در طول زمان بدون درمان، به‌طور تدریجی بدتر می‌شوند. علل افسردگی ممکن است مختلف باشد، از جمله ژنتیک، محیط، فشارهای روان‌شناختی و عوامل فیزیولوژیکی. درمان افسردگی می‌تواند با مشاوره روانشناسی و/یا درمان دارویی انجام شود. بهترین راهکار برای پیشگیری از عود افسردگی، مراقبت از خود و رعایت سبک زندگی سالم است.

تشخیص و درمان اختلال افسرده‌ خویی

اختلال افسردگی یک اختلال روانی است که در سطح شدید ممکن است به مشکلات جسمی نیز منجر شود و نیاز به تشخیص و درمان دارد. برای تشخیص این اختلال از طریق مصاحبه با بیمار و از طریق استفاده از مقیاس هایی مانند مقیاس افسردگی بک (Beck Depression Inventory) و مقیاس شناختی-رفتاری فرضی (Hypothesized Cognitive-Behavioral Maintenance Factors) استفاده می‌شود.

درمان افسردگی شامل ترکیبی از مداخله های روانشناختی و دارویی می‌باشد. روش های روانشناختی مانند روان درمانی شناختی (CBT) و درمان شناختی رفتاری (CBT) می‌توانند بهبود علائم افسردگی را فراهم کنند. علاوه بر این، می‌توان از داروهای ضد افسردگی مثل SSRI و SNRI استفاده کرد تا به بهبود علائم کمک شود.

به هر حال، بهتر است قبل از پذیرش هر روش درمانی، با یک پزشک روانشناس مشورت کنید تا به شما کمک کند تا بهترین روش درمانی مناسب برای شما را انتخاب کنید.

داروهای ضدافسردگی به درمان افسردگی کمک می کنند. این داروها از طریق تغییر سطح مواد شیمیایی درون مغز، بهبود وضعیت افسرده کمک می کنند. یکی از مهمترین مواد شیمیایی در مغز که در بروز افسردگی نقش دارد، سروتونین است. بسیاری از داروهای ضدافسردگی با افزایش سطح سروتونین در مغز، به درمان افسردگی می‌پردازند. 

درمان افسردگی با داروهای ضدافسردگی، نیازمند مشاوره و نظارت پزشکی است. همچنین دارای عوارض جانبی متعددی است که به کاهش آنها نیز باید توجه شود. لذا در صورت داشتن علائم افسردگی، بهتر است به پزشک مراجعه کرده و نوع درمان مناسب را برای خود انتخاب کنید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد